|
» امروز |

شهریور 1367 وارد این دنیای اغواگر شدم.به لطف خدا از دبیرستان متوجه شدم که دنیا بدون صاحب و مخلوق بدون خالق هیچ ارزشی ندارد.بیشتر از آنکه دانشجو باشم دانشجو نما هستم.غم ایران دارم.ایران اسلامی.ایرانی که در آن همت و باکری زیسته اند.از بت شکن خمین آموخته ام که خاک ایران مانند همه خاکهای دنیاست.وقتی با ارزش می شود که آن را با خاک پای محمد (ص) آمیخته سازیم.
متشكرم
کیفرخواست علیه میرحسین موسوی
شکوائیه حسین قدیانی فرزند شهیدی که سنگ باران شد
آقای موسوی! خوب رایهاتو پس گرفتی
امام خمینی: هركس بگوید رای شورای نگهبان كذا است مفسد است
در صندوق هایی كه با حضور نمایندگان محسن رضایی بازشماری شده است مغایرتی دیده نشد
موسوی دعوت صدا و سیما را رد كرد
حتما بخوانید: رای من کجاست؟! (یک یادداشت کاملا منطقی و نه احساسی)
رئیس جمهور چه کسانی را خش و خاشاک نامید؟ (فیلم)
حاضرم قسم بخورم که تقلب شده است
گیرنده: میرحسین موسوی
بیانیه شماره 6 میرحسین موسوی خطاب به کنکوری ها
تصویر یک بسیجی در حال تیراندازی به سوی مردم بی گناه
هواداران موسوی با وقاحت تمام چادر از سر زنان محجبه کشیدند
آقای موسوی، دیدار ما به قیامت
اخلاق را هم باختی آقای سبز
سندرم توهم پیروزی قبل از رای گیری
جر زدن فایده ای ندارد، نمی شود فیل را از سوراخ سوزن رد کرد
من دانشجوی ستاره دار دولت میرحسین موسوی هستم
مشكوكیم... سند نداریم اما نمی شود كه احمدی نژاد رئیس جمهور شود!!
عمومی ( 105 )
سیاسی ( 134 )
ادبیات ( 29 )
تلویزیون ( 27 )
سینمایی ( 41 )
دانشگاه ( 19 )
سرگرمی ( 15 )
عاشقانه ( 29 )
فنآوری ( 8 )
مذهبی ( 111 )
اجتماعی ( 80 )
حوادث ( 80 )
موسیقی ( 11 )
ورزشی ( 35 )
عمران ( 2 )
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
مربی... منطق، احساسات نه
خواهش می کنم... خواهش می کنم... خواهش می کنم متن زیر را به دور از هرگونه احساساتی شدن و تعصب بخوانید:
ساعت 11 شب جمعه، روز برگزار انتخابات: میرحسین موسوی طی یک کنفرانس خبری اعلام می کند که پیروز انتخابات است و از هوادارانش می خواهد که خود را برای جشن پیروزی آماده کنند. او در پاسخ به یکی از خبرنگاران مبنی بر منبع اطلاعاتی وی، پاسخ می دهد ((ناظرین من در حوزه های رای گیری این خبر را به من اطلاع داده اند)).
چند روز بعد از برگزاری انتخابات: میرحسین موسوی طی نامه ای به شورای نگهبان، خواستار ابطال انتخابات می شود. یکی از دلایل ذکر شده در نامه وی، اخراج تمامی ناظرین و نمایندگان وی از سر صندوق ها به محض آغاز شمارش آرا در حوزه های رای گیری است.
این تناقض از کجا ناشی می شود؟
لینك ثابت
نظرات ( )
حزب یا ستون پنجم؟!
1- «داوطلب محترم كنكور از هم اكنون به تمام دوستان و اقوام خود بگو نفر اول كنكور سراسری سال 88 هستی و بعد از اعلام نتایج كنكور بدون نگرانی از این كه نامت در لیست قبولشدگان نیست، با صدور یك بیانیه اعلام كن در كنكور تقلب شده است! ولی مواظب باش كه هرگز به دعوت سازمان سنجش برای اعتراض قانونی و بررسی ورقه های آزمون تن ندهی كه خیلی آبروریزی خواهد شد - ستادمیرحسین موسوی»
بعدازظهر روز چهارشنبه 10/4/88 كه ارسال پیامك از طریق تلفن همراه بعد از مدتی توقف، دوباره آغاز شد، پیامك فوق از اولین پیامك هایی بود كه در سطح گسترده ای میان شهروندان مبادله می گردید. مضمون این پیامك اگرچه مضحك است ولی دقیقاً با ادعای آقای میرحسین موسوی درباره تقلب در انتخابات و خودداری عجیب و غیرقابل توجیه وی از مراجعه به مراكز قانونی برای پی گیری ادعای خویش، انطباق دارد. عجیب تر آن كه آقای موسوی در آخرین بیانیه خود دهها بار بر ضرورت قانون گرایی و مراجعه به قانون تاكید می ورزد تا آنجا كه می گوید «حتی جسد قانون هم» قابل احترام است! این همه تناقض آشكار و برخوردهای چندگانه و متضاد با هیچ محاسبه منطقی و روال طبیعی و عاقلانه ای قابل توجیه نیست و درباره علت آن تنها دو احتمال وجود دارد بی آن كه احتمال سومی در میان باشد. احتمال اول آن كه آقای موسوی و اطرافیانش مبتلا به نوعی بیماری شده و نعمت عقل و اندیشه را از دست داده باشند و احتمال دوم آنكه آقای موسوی و برخی از اطرافیانش جنایات انجام شده را به عنوان یك «مأموریت» مرتكب شده باشند. این احتمال به اندازه ای قوت دارد كه نفی آن تقریباً ناممكن به نظر می رسد و نه فقط شواهد و قرائن موجود، بلكه اسناد و مدارك غیرقابل انكار فراوانی از این مأموریت بیرونی حكایت می كند و دراین باره فقط باید پرسید كدامیك از مواضع و عملكرد آنان با دستورالعمل های از پیش اعلام شده مقامات آمریكایی انطباق نداشته است؟! و كدامیك از خواسته های آنها با خواسته های 30 ساله و بارها تكرار شده آمریكا و متحدانش همخوان نبوده است؟! تقریباً هیچ!... بی حساب نبود كه آمریكا، اسرائیل، اتحادیه اروپا، تمامی گروههای ضدانقلاب- بدون استثناء- مفسدان اقتصادی، كلان سرمایه داران غارتگر و... در حمایت از موسوی و دارودسته اش یقه چاك می كردند و تمامی توان سیاسی و رسانه ای خود را در پشتیبانی از این جماعت به كار گرفته بودند.
همین جا باید اشاره كرد، كسانی كه به خاطر سلیقه سیاسی خاص خود و بدون اطلاع از مأموریت بیرونی موسوی و حلقه اطراف او به وی رأی داده اند، حساب جداگانه ای دارند و همواره مورد احترام بوده و خواهند بود.
2- این روزها جریان آلوده ای كه براساس شواهد و اسناد موجود برای قانون شكنی، قتل مردم بی گناه، غائله آفرینی، غارت اموال عمومی و تضعیف اقتدار نظام اسلامی مأموریت بیرونی داشتند بعد از ناكامی توأم با رسوایی در اجرای ماموریت یاد شده، به جای آن كه توبه كنند و عذر تقصیر به پیشگاه خدا و خلق خدا آورند پرده دیگری از توطئه مورد اشاره را به میدان آورده اند. روز یكشنبه 7 تیرماه 88 كیهان طی یادداشتی با عنوان «ارباب حلقه ها» به این مرحله از توطئه یاد شده اشاره كرده و آورده بود؛ «تبدیل توطئه شكست خورده اخیر به «آتش زیرخاكستر» و حفظ آن به عنوان «یك دمل چركین و نیشتر نخورده» برای آتش افروزی و فتنه انگیزی در آینده» مرحله دیگری از پروژه كودتای مخملی آمریكایی هاست. در همان یادداشت آمده بود كه این مرحله از توطئه یاد شده، در پی نا امیدی مركز توطئه از ادامه آشوب ها و افشای دروغ بزرگ تقلب در انتخابات! به اجرا گذارده می شود و هدف از آن زمینه سازی برای تشكیل یك حزب «اپوزیسیون» با شعار «نامشروع بودن» دولت دهم است. این پرده از پروژه دیكته شده آمریكایی ها نیز همانگونه كه پیش بینی می شد، روز چهارشنبه 10/4/88 -یعنی یك روز بعد از اعلام قطعی و مستدل نتیجه انتخابات- با صدور بیانیه ای چند صفحه ای و با امضای- تاكید می شود كه فقط با امضای- میرحسین موسوی كلید خورد.موسوی در این بیانیه بی آن كه از قانون شكنی های پی درپی خود یاد كند، دهها بار بر ضرورت تن دادن به قانون و پی گیری مطالبات از طریق قانونی اشاره كرده و در نهایت به موضوع اصلی بیانیه پرداخته و از تشكیل یك حزب با شركت و حضور سایر اطرافیان خود خبر داده است! نكته درخور توجه این كه موسوی یكی از اهداف حزب مورد نظر را «صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته و از طریق انتشار مدارك و اسناد تقلب ها و تخلف های انجام گرفته و نیز رجوع به محاكم قضایی»! معرفی كرده و توضیح نمی دهد اگر اسناد و مداركی كه حاكی از تقلب در انتخابات! باشد در اختیار دارد چرا علی رغم درخواست چندباره مراجع قانونی از ارائه این اسناد خودداری ورزیده است؟! و چنانچه هیچیك از مراجع قانونی را قبول ندارد، اولا؛ چرا دم از قانون گرایی می زند؟ ثانیاً؛ چرا برای ریاست جمهوری در بستر قوانین همین نظام ثبت نام كرده و به رقابت پرداخته است؟ ثالثاً؛ چرا اكنون از مراجعه به همین مراجع قانونی سخن می گوید؟! و دهها تناقض دیگر كه بیرون از محدوده این نوشته محدود است.
3- موسوی اگرچه در بیانیه اخیر و پرتناقض خود، بخش دیگری از مأموریت دیكته شده بیرونی را -همانگونه كه از قبل پیش بینی شده بود- به اجرا درآورده است ولی این بیانیه با هدف دیگری نیز منتشر شده است كه فرار از مجازات قطعی به جرم قتل انسان های بی گناه، برپایی آشوب و بلوا، اجیر كردن اراذل و اوباش برای تعرض به جان و مال و ناموس مردم، همكاری آشكار با بیگانگان و ایفای نقش ستون پنجم آمریكا در داخل كشور و دهها جرم مشهود دیگر از جمله آنهاست. جنایات هولناك و خیانت آشكاری كه متهمان اصلی آن از جمله موسوی و خاتمی باید در دادگاهی علنی و در مقابل چشم مردم مظلوم و خونخواه پاسخگوی آن باشند.
4- تاسیس حزب تابع قوانین تعریف شده ای است كه سلامت سیاسی اعضای اصلی و تشكیل دهنده حزب از جمله شرایط آن است. بنابراین حزبی كه آقای موسوی در بیانیه اخیر خود از تلاش برای تاسیس آن خبر داده است نمی تواند قانونی باشد زیرا اعضای اصلی آن نظیر میرحسین موسوی و محمد خاتمی به ارتكاب جرایمی كه در بند پیشین مورد اشاره قرار گرفت متهم هستند. از این روی بعید نیست موسوی و حلقه پیرامونی او كه قانون ستیزی ویژگی شناخته شده و بارز آنهاست، حزب مورد نظر را بدون مجوز قانونی تشكیل دهند. در این صورت نام واقعی آن «ستون پنجم دشمن» خواهد بود، ترجمان دیگری از «آتش زیر خاكستر فتنه» و چاره آن، این سخن حضرت امیر علیه السلام كه چشم فتنه را باید كور كرد.
5- و بالاخره، انتخابات ریاست جمهوری دهم بدون كمترین تردید یك موهبت الهی بوده است. در جریان این انتخابات، پیوند اسلامیت و جمهوریت نظام با آرای 40 میلیونی و حضور 85 درصدی مردم به گونه ای حیرت انگیز به نمایش درآمد. چهره واقعی برخی از مدعیان كه آلودگی و استحاله خویش را طی سالهای متمادی از نگاه مردم پنهان كرده بودند بر ملا شد، این پالایش در حلقه های بالا به یقین با رویش در بدنه همراه است قانون ستیزی مدعیان اصلاحات و آشوبگری آنان معیاری خالی از ابهام برای كسانی بود كه فریب شعارهای قانون گرایانه و اصلاح طلبانه این جماعت را خورده بودند و...
حسین شریعتمداری
اصلاحات! باور کن مُردی
تماس گرفته بودم با یکی از دوستانی که همیشه تو انتخاباتهای مختلف به هر نحو ممکن، جزو ناظرین بر صندوقها است. به دلیل اینکه خیلی از مسایل رو از انتخاباتهای قبلی دیده بود،اصرار می کردم که تو انتخابات تقلب شده،اول با آرامش، بعدهم با عصبانیت انگار که میخوام ازش بازجویی کنم،بهش میگفتم میخوام بدونم رای احمدینژاد واقعا چقدر بوده. اولش با آرامش گفت نگاه به تهران و اونهم تازه بعضی از محله ها نکن ، تو تهران هم دکتر زیاد رای آورده . بعد کم کم که عصبانی شد گفت : آخه لامصب ! 100 هزار تا ، 200 هزار تا نه ! اصلا 1 میلیون و دومیلیون رای تقلب شده باشه ، این بابا ۱۱میلیون رای بیشتر از میرحسین آورده . آخه چطوری ؟ اینهم تقلب شده ؟ نگاه نکن دوتا آدم طرفدار موسوی که از سه ماه قبل رییس جمهور رو تخریب می کردند ( نه بگذار بهتر بگم با خاک یکسانش کردند)، حالا ادعا می کنند تقلب شده . اینها می دونستند شکست می خورند . به خاطر همین دو ساعت بعد از تموم شدن رای گیری با وجود اینکه می دونستند رای نیاوردند، اعلام کردند پیروز انتخابات شدند . اینها همه اش نقشه برای به هم ریختن بازیه. تودیگه چرا قبول می کنی ؟ خندیدم.از خنده من عصبانیتر شد .گفتم خندهم به خاطر باور نکردن حرفات نبود می خواستم بدونم واقعا خبری بوده یا نه. من هم می دونم چه خبره . یه خرده آروم تر شد و گفت : تو سفر استانی رفتی؟ گفتم : نه پیگیری مصوبات رو رفتم . گفت : دیدی که چه کارهایی انجام شده ؟ گفتم : بعضی جاها با دهن باز نگاه می کردم که با این سرعت چطوری ممکنه این کارها انجام شده باشه . گفت: خوب پس حرف حسابت چیه ؟ من دیروز که این همه سر و صدا و آشوب شد ، واقعا دلم برای این مردم می سوخت که چطوری بازیچه یک مشت سیاستمداری شدند که اونها رو فقط برای رسیدن به منافعشون می خواهند. اگه این آدمهایی که امروز این همه پشت هم بیانیه می دهند ، به فکر مردم بودند ، همین کارهای کوچیک و بزرگ را در روستاها و شهر های دیگه انجام می دادند که حداقل رای بیشتری بیارند. رای احمدینژاد از همین مردم بود چرا نمی خواهید باور کنید که حدود 15 میلیون نفر جمعیت روستایی رو فراموش کرده بودید؟ همیشه که تهرانیها و ساکنین شهرهای بزرگ نباید سرنوشت تمام ایرانیان روتعیین کنند ، بگذارید یکبار هم که شده روستاییان و اقشار محروم و مستضعف و به قول امام (ره) همین پابرهنه ها و زاغه نشینها سرنوشت کشور رو تعیین کنند . مگه همین آدمها نبودند که برای انقلاب خون دادند ؟ حالا شماها هی بگید اصلاحات نیاز به خون داره !
بعد از این مکالمه دارم به این فکر میکنم که چرا گفتند اصلاحات نیاز به خون داره ؟
دیروز توخیابون ولی عصر بودم دیدم که اتوبوس آتیش زدند ، دیدم که یگان ویژه چطوری بعضی ها رو میزد و مردمی که به تماشا ایستاده بودند، هوشون می کردند . اس ام اس ها قطعه ، دوباره فیس بوک فیلتر شد ، بلاگفا هم دیشب قطع بود . موبایلها هم از دیروز بعداز ظهر قطع بود من از این کارها می ترسم . طعم پیروزی رییس جمهور مردمی بهمون تلخ شد . ولی هر چی فکر می کنم نمی دونم باید سر چه کسی فریاد بکشم ؟ من هم تمام این ها را قبول دارم مردم از اینکه رای شهرنشینها و به خصوص بالاشهرنشینها زیاد نبوده ناراحتند اما وقتی همین نامزد انتخاباتی میاد میگه بریزید تو خیابونها و اعتراض کنید ، میدونه چه بلایی داره سر مردم میاره ؟ اگه راست میگه ، اگه از نابود شدن رای حامیانش ناراحته، چرا خودش نمیاد تو خیابون ؟ چرا دستور آشوب خیابونی می دهند و تو جلسات سران آشوبگری شرکت می کنند و بعد به این فکر نمیکنند که سر مردم چی میاد ؟ اینها بودند که ادعای دموکراسی خواهیشون گوش جهان رو کر کرده بود ؟
دیشب حس میکردم در زندان بزرگی به نام تهران اسیر شدم. نمی دونستم اینقدر به وسایل ارتباطی عادت کردم . موبایل دستم بود و به هیچ جا نمیرسید ،اینترنت سرعت پایینی داشت و عملا قطع بود . سایتها که به زور باز می شد ، چیزی نداشت و از همه مهمتر فیس بوک نازنین فیلتر شده بود. زندان عجیبی بود دیشب این شهر . ولی باید سر دولتی داد بکشم که می خواست به تمام ایرانیان خدمت کنه و این کار رو هم کرد و متهم به دروغگویی و به اضمحلال کشیدن کشور شد و حالا هم متهم به ضرب و شتم مردم بیگناه ؟
چرا نباید با ریشه ها برخورد بشه ؟ آقای اصلاحات دلم میخواد هر چه فریاد دارم بر سر تو بکشم که خوب ماهیت و ذات دیکتاتور خودت رو نشون دادی. می خوام سر سناریو نویسان آشوب داد بکشم که برای چند روز منو از اولیه ترین حقوقم به عنوان یک روزنامه نگار و به عنوان یکی از شهروندان این شهر محروم کردند .می خوام سر کسانی فریاد بکشم که مردمیترین و خدمت گذارترین رییس جمهور کشورم رو مسخره کردند ، بهش تهمت زدند و دروغگو خطابش کردند. می خوام سر کسانی فریاد بکشم که به خاطر منافع مادی خودشون مردم رو به جون هم انداختند و رنگ سبز رو کردند نماد زیاده خواهی و آشوب طلبی و خروج از حاکمیت . دموکراسی که شما ازش دم می زنید به درد خودتون می خوره نه این مردم. من موندم این مردم چطوری هشت سال اصلاحات رو از یاد بردند که حالا دارند برای جنازهاش گریه میکنند ؟
پ.ن: یکی از دوستانم میگفت این بود دولتی که میخواستی ؟ تمام راههای ارتباطی رو قطع کرده .منهم جواب دادم ک این بود دولتی که می خواستی ؟ دولتی که با آشوب خیابونی و عربده کشی سر کار بیاد ؟ این بود اون قانونگرایی که ازش دم میزدید ؟ حتما توقع دارید دولت هم بنشینه و بعد اعلام کنه آره این مردم ریختند تو خیابون و من هم کشیدم کنار! اون فیس بوک و اینترنت و موبایل هم که همهش باهاش خبر جعلی رد و بدل می کردید و بحران سازی می کردید نوش جونتون ! ترا به خدا حداقل یه دلیل محکم برای تقلب تو انتخابات بیارید که دل من هم راضی بشه تو همین وبلاگ بیام بگم غلط کردم !
منبع: وکیل الرعایا
حواست جمع نیست آقای رئیس جمهور
((همه با هم برابر هستند ولی بعضی ها برابر تر هستند)) کتاب قلعه حیوانات نوشته جورج اورول 
جناب آقای محمود احمدی نژاد
رئیس جمهور منتخب مردم ایران
سلام علیکم
برای بعد از انتخابات خیلی برنامه داشتم. یک لیست از انتظاراتم از شما را تهیه کرده بودم. از بخت بد، حوادثی که در پی نهادینه شدن 8 ساله ی جامعه مدنی اتفاق افتاد، ذهن من را درگیر کرد و از کار اصلی باز داشت. کم کم داشتم آن را فراموش می کردم که ناگهان خبر نامه شما به رئیس قوه قضاییه مبنی بر رسیدگی ویژه به پرونده قتل ندا آقا سلطان، چنان سیلی بر گوش من نواخته شد.
جناب آقای رئیس جمهور
از طلا گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید. نمی دانم با چه زبانی باید از شما درخواست کنم که دست از این نامه نگاری های مشمئز کننده بردارید. همان یک دفعه ای که برای رکسانا صابری - جاسوس آمریکایی - نامه نوشتید، برای هفت پشتمان کافی است. نمی دانم چه اصراری بر موجه جلوه دادن وجهه خود در بین کسانی دارید که اصلا به طور ذاتی با مسلک و مرام شما مشکل دارند. این نامه های شما که بسان تیر زهرآلودی بر قلب حامیان انقلاب می نشیند، به هدف جلب رضایت کدامین دشمن قسم خورده انقلاب نگاشته می شود؟ واقعا هدف از این نامه نگاری های بی دلیل چیست؟ اگر هدف، نمایش صدق و راستی نظام و دولت است، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم. دشمنان قسم خورده این کشور همواره به دنبال بهانه های واهی برای اعمال فشار بر ایران هستند و این کارهای بچه گانه شما هم تاثیری بر مشی استکباری آنان ندارد. سیاست فشار از پایین، چانه زنی از بالا سنت مالوف در میان دشمنان این مرز و بوم است. واقعا متاسف می شوم وقتی می بینیم رئیس جمهور منتخب و محبوب کشورم، این چنین در زمین مزدوران عالم بازی می کند.
جناب آقای رئیس جمهور
ندا آقا سلطان یک انسان بود همانند انسان های دیگر. همانند آن 8 بسیجی ای که به دست آشوبگران کشته شده اند. آیا خونش رنگین تر از آن ها است؟ آیا هنری دارد که دیگران ندارند؟! تفاوت میان ندا آقا سلطان و فاطمه رجب پور در چیست؟ چرا در نامه ننگین شما فقط از ندا نام برده شده است؟ مگر دیگران انسان نیستند؟ اگر هنوز عاملین قتل ندا آقا سلطان مشخص نیستند، جنایتکارانی که فاطمه رجب پور و دخترش را در یک مهدکودک به جوی خون نشاندند کاملا شناخته شده هستند. چرا دستور دستگیری عوامل این جنایت هولناک را صادر نمی کنید؟ متاسفم آقای رئیس جمهور. شما ناخواسته وارد بازی استعمارگران شده اید و الحق والانصاف که نقش خود را به خوبی ایفا کردید.
جناب آقای رئیس جمهور
من به تو رای نداده ام تا در برابر متجاوزین به حقوق ملت کوتاه بیایی. بگذار تو را دیکتاتور بخوانند. بگذار تو را با هیتلر قیاس کنند. کسی که 25 میلیون رای پشت سر خویش دارد، فقط باید از پروردگار عالمیان بترسد و لاغیر. نویسندگان اعتماد و اعتماد ملی و آفتاب یزد، زبون تر و حقیر تر از آن هستند که باعث وحشت رئیس جمهور منتخب ملت بشوند و زبان او را در کامش قفل کنند. تو پیش برو و مطمئن باش که 25 میلیون ایرانی حاضرند در راه پیروی از تو، جان را بر کف دست بگیرند و با حضرت حق معامله کنند.
آقای موسوی، غیر از خودتان کسی را قبول دارید؟
نقاط عطف در تاریخ ملت بزرگ ایران کم نبوده است و پس از پیروزی انقلاب اسلامی این نقاط عطف، تعدد و تنوع بیشتری پیدا کرد. روزها و شبهایی که میگذرانیم از جمله این نقاط عطف و شاید جزو دشوارترین آنها باشد. دشوار نه از آن جهت که حق و باطل را نمیتوان تشخیص داد که اتفاقا مرز بین حق و باطل کاملا روشن است، بلکه از آن جهت که دوستان دیروز انقلاب امروز در کنار جبهه باطل ایستادهاند و بعضا در وسط جبهه، و انقلاب باید تصمیم بگیرد با دوستان دیروز خود چگونه رفتار کند. البته این اولین بار نیست که انقلابی در جهان از جمله انقلاب اسلامی ایران در معرض چنین تصمیمی قرار میگیرد و این بار نیز این تصمیم اتخاذ خواهد شد. اتفاقات این روزها حداقل به بهانه ناکامی آقای مهندس موسوی و واگذاری نتیجه انتخابات ریاست جمهوری شکل گرفته و ظاهرا آقای موسوی «سر» این ماجراهاست. لذا چند پرسش را با ایشان مطرح میکنیم:
1) جناب مهندس موسوی مدعی دفاع از نظام اسلامی هستند و در آخرین بیانیه خود به هوادارانشان توصیه کردند «نگذارید دروغگویان و متقلبان، پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند.» جناب آقای موسوی! مختصات نظام اسلامی مورد نظر شما چیست؟ آیا این نظام آنگونه که شما ادعا میکنید همان نظام مورد نظر بنیانگذار جمهوری اسلامی، امام راحل، خمینی کبیر است یا نظامی جدید؟ اگر همان است که آن نظام ارکان مشخصی دارد و ولایت فقیه و قانون اساسی از ارکان مهم نظام مورد نظر امام است. شما کدام یک از این دو را قبول دارید و به آن ملتزم هستید؟ از رفتارتان برمیآید که هیچکدام را برنمیتابید. طبق اصل 99 قانون اساسی «شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آرای عمومی و همهپرسی را به عهده دارد» و بر اساس اصل 98 قانون اساسی «تفسیر قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است که با تصویب سه چهارم آنان انجام میشود.» همچنین تفسیر شورای نگهبان این است که نظارت مورد نظر در اصل 99، استصوابی و در همه مراحل انتخابات است. نظرات ولیفقیه زمان هم که روشن است و بصراحت در دیدار خصوصی با خود شما، هم با نمایندگانتان و هم در خطبههای نماز جمعه تاریخی 29 خرداد مطرح شد که البته چیزی جز دعوت به قانونمندی نبود. آقای مهندس موسوی، فراموش نکردهاید سخنان خود در جمع «جوانان متخصص» را که 10 اردیبهشت 88 در سایت رسمی شما منتشر شد؟ «رهبر معظم انقلاب محور وحدت ملت ماست. ایشان فردی است که پاسدار ارزشهای اصیل انقلاب ماست... کسی که به نظام علاقه داشته باشد و بخواهد برای این کشور و نظام و در درون آن کار کند، نمیتواند خود را در این مسائل فریب دهد.»
2) جناب آقای مهندس موسوی مدعی شدهاند که چون شورای نگهبان بیطرف نیست، «درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است که باید به صورتی بیطرفانه از طریق یک هیأت مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد.» اول این که عدم بیطرفی شورای نگهبان یک ادعاست که خود نیازمند اثبات است. شورای نگهبان مطابق اصل 91 قانون اساسی ترکیبی است از 6 نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز که از سوی مقام رهبری انتخاب میشوند و 6 نفر حقوقدان در رشتههای مختلف حقوقی که به وسیله رئیس قوه قضاییه به مجلس شورای اسلامی معرفی و با رای مجلس انتخاب میشوند. آیا صرف اظهارنظر یکی دو نفر از این جمع 12 نفری، موجب اثبات ادعای شما میشود؟ آیا شما مطمئن هستید که هیچیک از این 12 نفر در انتخابات به شما را‡ی ندادهاند؟ و اگر مشخص شود که برخی از اعضای محترم شورای نگهبان به شما را‡ی دادهاند باز بر ادعای خود هستید؟ دوم این که «هیأت مورد اعتماد ملی» چه مبنای قانونی دارد و بر چه اساسی باید تشکیل شود. صرفا چون شما خواستهاید؟ سوم این که بر فرض محال که چنین هیأتی تشکیل و انتخابات دیگری برگزار شود، نتیجه انتخابات از دو حال خارج نیست. یا جنابعالی به آرزوی خود میرسید و بر صندلی ریاست جمهوری تکیه میزنید که دیگرانی که مثل امروز شما ناکام ماندهاند میتوانند همین اعتراضات و ادعاها را داشته باشند و خواستار ابطال انتخابات و تجدید آن شوند و این داستان ادامه خواهد داشت یا مجددا شما نتیجه را واگذار میکنید. در آن صورت از کجا معلوم شما همین ادعاها را تکرار نکنید و بر فرض که مطرح نکنید، هزینه پرداخت شده برای خواستههای شما به عهده کیست؟
3) جناب آقای مهندس موسوی! شما در بیانیه خود بعضا به قانونگریزی اشاره و ضمنا به برخی اصول قانون اساسی تمسک جستهاید. حتما میدانید قانون اساسی مجموعهای است دارای 14فصل و 177 اصل که نمیتوان با آن گزینشی برخورد کرد. گفتهاید «آن چیزی که از عواقب قانونگریزی پیشبینی کرده بودیم، به صریحترین شکل ممکن و در نزدیکترین زمان تحقق یافت» ولی نگفتهاید که چه کسی و از کدام قانون گریختهاند. ولی از شما میپرسیم رفتار شما چه چیزی را تداعی میکند و مبتنی بر کدام قانون است؟ اگر این رفتار قانونگریزی نیست، چیست؟ جناب آقای موسوی، قانون یک مفهوم ذهنی و تخیلی نیست. قانون یک امر واقعی است که مدون است و در فرآیندی قانونی به تصویب رسیده است و میتوان به آن مراجعه کرد. شما را به شنیدن سخن امام دعوت میکنم که او را بدرستی «روشن ضمیر» خواندهاید. گویا ضمیر روشن او این روزها را هم دیده است. «اگر یک جایی عمل به قانون شد و یک گروهی در خیابانها بر ضد این عمل بخواهند عرض اندام کنند، این همان معنای دیکتاتوری است که مکرر گفتهام که قدم به قدم پیش میرود... اگر قانون در یک کشوری عمل نشود، کسانی که میخواهند قانون را بشکنند اینها دیکتاتورانی هستند که به صورت اسلامی پیش آمدهاند یا به صورت آزادی و امثال این حرفها. اگر همه این آقایان که ادعای این را میکنند که ما طرفدار قوانین هستیم، اینها با هم بنشینند و قانون را باز کنند و تکلیف را از روی قانون همهشان معین کنند و بعد هم ملتزم باشند... دیگر دعوایی پیش نمیآید؛ هیاهو پیش نمیآید» صحیفه نور، ج 14، ص 415. هر چند در بیانیههای جناب آقای میرحسین و از جمله بیانیه شماره 5 نکات بسیار دیگری برای نقد و پرسش هست، اما آنها را به مجال دیگری میگذارم.
و اما سخن آخر
جناب آقای مهندس موسوی! طی 30 سال از انقلاب اسلامی ایران، 30 انتخابات در کشور برگزار شد و برخی از آنها در دوران نخست وزیری جنابعالی، اگر چه این اولین بار است که شما در معرض انتخاب مردم قرار گرفتهاید و طی 30 سال همواره منصوب بودهاید. آیا انتخابات 30 سال گذشته همه سالم برگزار شده است جز این یک مورد که شما در آن شرکت داشته و نتیجه را واگذار کردهاید یا انتخابات در گذشته نیز به گمان شما ناسالم بوده است؟ اگر در گذشته نیز ناسالم بوده است چرا شما سکوت کردید و از حق و رای مردم دفاع نکردید؟ و اگر سالم بوده است که بوده است چه شده که همین یک مورد که شما در آن شرکت کردید، ناسالم شده است؟ فکر نمیکنید این مسأله قدری نیازمند تأمل است؟
روزنامه جام جم
..: آخرین ارسال ها :..
مربی... منطق، احساسات نه
حزب یا ستون پنجم؟!
اصلاحات! باور کن مُردی
حواست جمع نیست آقای رئیس جمهور
آقای موسوی، غیر از خودتان کسی را قبول دارید؟
نگاه ایدئولوژیک مربوط به آدم ها است، نه پدیده ها
موسوی=رجوی
موسوی، پرچم مولای مرا پس بده
پیروزی از آن ماست
روزه می گیریم و دعا می کنیم
برادر، دهه شصت خاطرت هست؟
سبزها دقت دارند؟!
حرف مفت
داستان هاله نور چه بود؟
موسوی دروغ می گوید
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by Mehdinews.com
The Template Designed By Mehdi Khanalizadeh @ www.Mehdinews.com